شعر و ادبیات در سرزمین پارس

خرید بک لینک
بخش ۲رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه از خراسان به روز طاوس وشسوی خاور میخرامد شاد و خوشکآفتاب آید به بخشش زی برهروی گیتی سبز گردد یکسرهمهر دیدم بامدادان چون بتافتاز خراسان سوی خاور میشتافتنیم روزان بر سر ما برگذشتچو به خاور شد ز ما نادید گشت شعر و ادبیات در سرزمین پارس...

ما را در سایت شعر و ادبیات در سرزمین پارس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 247 تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 4:16

شمارهٔ ۱رودکی » قصاید و قطعات گر من این دوستی تو ببرم تا لب گوربزنم نعره ولیکن ز تو بینم هنرااثر میر نخواهم که بماند به جهانمیر خواهم که بماند به جهان در اثراهر که را رفت، همی باید رفته شمریهر که را مرد، همی باید مرده شمرا شعر و ادبیات در سرزمین پارس...

ما را در سایت شعر و ادبیات در سرزمین پارس دنبال می‌کنید

برچسب: غزل شمارهٔ ۱۹۴,غزل شمارهٔ ۱۳۹۳,برنامه گلها, شمارهٔ ۱۳۳, نویسنده: بازدید: 242 تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 4:16

شمارهٔ ۲رودکی » قصاید و قطعات به حق نالم ز هجر دوست زاراسحرگاهان چو بر گلبن هزاراقضا، گر داد من نستاند از توز سوز دل بسوزانم قضا راچو عارض برفروزی میبسوزدچو من پروانه بر گردت هزارانگنجم در لحد، گر زان که لختینشینی بر مزارم سوکواراجهان این است و چونین بود تا بودو همچونین بود اینند بارابه یک گردش به شاهنشاهی آرددهد دیهیم و تاج و گوشواراتوشان زیر زمین فرسوده کردیزمین داده مر ایشان را زغارااز آن جان تو لختی خون فسردهسپرده زیر پای اندر سپارا شعر و ادبیات در سرزمین پارس...

ما را در سایت شعر و ادبیات در سرزمین پارس دنبال می‌کنید

برچسب: غزل شمارهٔ ۲۲۶,راپسودی مجار شمارهٔ ۲,غزل شمارهٔ ۲۸۶, نویسنده: بازدید: 250 تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 4:16

زیبا شده دنیا - شاده دل زهرا
رفته روی دست نبی دست علی بالا
شد تو دلم محشر - اومد شب دلبر
ذکر تمام عرشیان گشته مدد حیدر
شده وقت عشق و شور و شیدایی
شب شادیِّ ه دلهای زهرایی
گل خنده رو لبها شکوفا شد
میخونن زهرا و نبی به چه مولایی

عید غدیر خم مبارک

شعر و ادبیات در سرزمین پارس...

ما را در سایت شعر و ادبیات در سرزمین پارس دنبال می‌کنید

برچسب: عید غدیر خم مبارک,عید غدیر خم مبارک باد,عید غدیر خم مبارک متحرک,عيد غدير خم مبارک,متن عید غدیر خم مبارک,عید سعید غدیر خم مبارک,عکس عید غدیر خم مبارک,عید سعید غدیر خم مبارک باد,عيد سعيد غدير خم مبارك,اس ام اس عید غدیر خم مبارک, نویسنده: بازدید: 207 تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 4:16

فروغی بسطامی میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص میکرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاعالسلطنه، تخلص خود را به نام فروغالدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را درپیش گرفت و الحق به خوبی از عهده برآمد. وی با قاآنی شیرازی معاشر و مصاحب بوده است. فروغی در ۲۵ محرم ۱۲۷۴ هجری قمری در تهران درگذشت.آثار او در این مجموعه:دیوان اشعار شعر و ادبیات در سرزمین پارس...

ما را در سایت شعر و ادبیات در سرزمین پارس دنبال می‌کنید

برچسب: فروغی بسطامی,فروغی بسطامی pdf,فروغی بسطامی شاعر,فروغی بسطامی شعر,فروغی بسطامی نی زن,فروغي بسطامي گنجور,دیوان فروغی بسطامی,رباعیات فروغی بسطامی, نویسنده: بازدید: 247 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:39

غزل شمارهٔ ۱ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات صف مژگان تو بشکست چنان دلها راکه کسی نشکند این گونه صف اعدا رانیش خاری اگر از نخل تو خواهم خوردنکافرم ، کافر، اگر نوش کنم خرما راگر ستاند ز صبا گرد رهت را نرگسای بسا نور دهد دیدهٔ نابینا رابیبها جنس وفا ماند هزاران افسوسکه ندانست کسی قیمت این کالا راحالیا گر قدح باده تو را هست بنوشکه نخوردهست کس امروز غم فردا راکسی از شمع در این جمع نپرسد آخرکز چه رو سوخته پروانهٔ بیپروا راعشق پیرانه سرم شیفتهٔ طفلی کردکه به یک غمزه زند راه دو صد دانا راسیلی از گریهٔ من خاست و شعر و ادبیات در سرزمین پارس...

ما را در سایت شعر و ادبیات در سرزمین پارس دنبال می‌کنید

برچسب: غزل شمارهٔ ۱۹۴,غزل شمارهٔ ۱۳۹۳, نویسنده: بازدید: 213 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:39

غزل شمارهٔ ۲ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات تا اختیار کردم سر منزل رضا رامملوک خویش دیدم فرماندهٔ قضا راتا ترک جان نگفتم آسودهدل نخفتمتا سیر خود نکردم، نشناختم خدا راچون رو به دوست کردی، سر کن به جور دشمنچون نام عشق بردی، آماده شو، بلا رادردا که کشت ما را شیرین لبی که میگفتمن دادهام به عیسی انفاس جانفزا رایک نکته از دو لعلش گفتیم با سکندرخضر از حیا بپوشید سرچشمهٔ بقا رادوش ای صبا از آن گل در بوستان چه گفتیکاتش به جان فکندی مرغان خوش نوا رابخت ار مدد نماید از زلف سر بلندشبندی به پا توان زد صبر گریز پا را شعر و ادبیات در سرزمین پارس...

ما را در سایت شعر و ادبیات در سرزمین پارس دنبال می‌کنید

برچسب: غزل شمارهٔ ۲۲۶,غزل شمارهٔ ۲۸۶, نویسنده: بازدید: 207 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:39

اشعار تبریک عید قربان (2) عید قربان آمد ای جانم به قربان تو بادجان من ای همدم من برخی جان تو باد عید قربان است و بهتر نیست زین عیدی مرادر چنین عیدی دل و جانم به قربان تو باد سر چه باشد تا نثار مقدم جانان کنمجان ناچیزم چو اسماعیل ارزان تو باد ننگم آید در برت حرفی زما و من زنمهرچه ما راهست یا رب جمله از آن تو باد گر مرا شمس و قمر روزی تباریکی کشدپایدار از بهر من نور درخشان تو باد من بسی در حیرتم زان حسن و خوبی و کمالتا ابد ای کاش جان مبهوت و حیران تو باد تو گل من هستی و پائیز در راه تو نیستطایر جان و دل من مرغ خوشخوان تو باد ای خدا در عید قربان این ب شعر و ادبیات در سرزمین پارس...

ما را در سایت شعر و ادبیات در سرزمین پارس دنبال می‌کنید

برچسب: اشعار تبریک عید فطر,اشعار تبریک عید سعید فطر,اشعار تبریک عید نوروز,اشعار تبریک عید,اشعار تبریک عید قربان,اشعار تبریک عید نوروز 93,اشعار تبريك عيد فطر,اشعار تبريك عيد نوروز,شعر تبریک عید نوروز,شعر تبریک عید فطر, نویسنده: بازدید: 197 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:38

بخش ۱ - فراقنامهسلمان ساوجی » فراق نامه به نام خدایی که با تیره خاکبر آمیخت این جوهر جان پاکچو با یکدگر کردشان آشنادگر بارشان کرد از هم جداکه دانست کان آشنائی چه بود؟پس از آشنائی جدائی چه بود؟درین پرده کس را ندادند بارنمیداند این راز جز کردگاربه بوئی که در نافه افزون کندبسی آهوان را جگر خون کندصدف تا کند دانه در پدیدبسی شور و تلخش بباید چشیدبر افراخت نه پرده لاجوردده و دو مقام اندر و راست کردبهر پرده و هر مقامی که ساختیکی را زد و دیگری را نواختشکر را زنی خانهای بر فراختگره کاری و بند گیریش ساختمگس خواست شعر و ادبیات در سرزمین پارس...

ما را در سایت شعر و ادبیات در سرزمین پارس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 227 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:38

بخش ۲ - مناجات سلمان ساوجی » فراق نامه الهی، الهی، خطا کردهایمتو بر ما مگیر آنچه ما کردهایمگنه کارم و عذر خواهم توئیچه حاجت بپرسش؟ گواهم توئیبه گیتی نداریم غیر از تو کسبه لطف تو داریم امید و بسمرا مایهای بس گران دادهایبه شهر غریبم فرستادهایکه تا دولت هر دو عالم خرمکنم سود و سرمایه باز آورمکنون میروم کیسه پرداختههمه سود و سرمایه در باختهبه خود روی خود را سیه کردهامبه بد، کار خود را تبه کردهاممگر هم تو بر حال فردای منکنی رحمتی، ورنه، ای وای مندر آن دم که جان عزم رفتن کند،ز سودای جان مرغ دل پر زند، شعر و ادبیات در سرزمین پارس...

ما را در سایت شعر و ادبیات در سرزمین پارس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 179 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:38

صفحه بندی